مدیریت آموزشی

نظارت و راهنمایی آموزشی

مدیریت آموزشی

نظارت و راهنمایی آموزشی

تحلیل رفتار متقابل

                                                             موضوع :تحلیل رفتار متقابل                                              

دانشجو:سیده فاطمه کمالی تقوی      استاد:دکتر ابوالفضل بختیاری     رشته و مقطع :کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

 

مقدمه تحلیل رفتار متقابل یک تیوری روان شناسی است که توسط اریک برن روان شناس کانادایی در سال 1950 اریه گردید .تحلیل رفتار متقابل یک مکتب علمی کار بردی می باشد که به ما تصویری از ساختار روانی مردم اریه میدهد و یک نظریه ی ارتباطی است در مورد این که چگونه ارتباط بر قرار میکنند و هرکس چه باور و برداشتی از خود و دیگران دارد . در نوشتار حاظر اندکی به تحلیل رفتار متقابل اشاره شده است .

تحلیل رفتار متقابل اریک برن چهار نوع تراکنش  برای افراد قایل می باشد. در حالت اول من خوب نیستم،شما خوب هستید".این  حالت ،وضعیت کلی و جهانی اوایل کودکی و برداشت منطقی نوزاد از تولد و دوران نوزادی است . در این وضعیت عامل "خوب بودن "هست چون نوازش هست و هر کدکی این نوازش را احساس می کند صرفا از این جهت که باید او را بلند کرد ، لمس کرد و از او نگهداری کرد که بدون این حداقل بلند کردن و نوازش زنده نخواهد ماند در این وضعیت عامل خوب نبودن احساس حقارت کودک به علت جثه کوچک و عجز و ناتوانی نسبت به بزرگتر ها است.در این وضعیت کودک احساس میکند که زیردست دیگران است.احساس نیاز شدیدی به نوازش و شناخته شدن دارد.در این وضعیت امید نیز وجود دارد زیرا منبعی برای نوازش وجود دارد شما خوب هستید حتی اگر واکنش دایمی نباشد. حالت دوم "من خوب نیستم شما خوب نیستید"این وضعیت در پایان یک سالگی برای بچه اتفاق می افتد. راه می رود ودیگر لازم نیست بلندش کنند. اگر مادرش به او بی اعتنایی کند وعلاوه بر آنبه دلیل شیطنت کودک مورد تنبیه قرار گیرد دیگر مادر و دیگران را خوب نمی داند از طرف دیگر زندگی برای کودک راحتی های سال اول را ندارد ، نوازش ناپدید شده است . بچه کوچولو بودن به پایان رسیده است.خودش را قاطی همه چیز میکند و یک جا بند نمیشود.حتی خودش را بیشتر و بدتر آزار میدهد.اگراین وضع رها شدگی وسخت ادامه یا بد و در طول دو سالگی تسکین نیابد طفل به این نتیجه میرسد که من  خوب نیستم شما خوب نیستید . حالت سوم یعنی " من خوب هستم شما خوب نیستید این وضعیت در دو یا سه سالگی کودک اتفاق می افتد. بچه ای که به دلیل شیطنت خاص خود مورد ضرب وشتم پدر ومادر خود قرار می گیرد بنا بر این آنان را خوب نمی داند در میان بچه های کتک خورده جراحات بسیار شدید ناشی از شکستگی دنده ، پارگی کلیه ها و ترک برداشتن جمجمه ها زیاد به چشم می خورد به نظر اریک برن در آن ساعتی که شخص کودک در حال التیام یافتن از این جرا حات است یا در حقیقت در یک جا افتاده است وبه اصطلاح زخم های خود را میلیسد در این ساعات است که احساس آرامشی را در تضاد با آن درد هولناکی که دیده است در تنهایی با خود تجربه می کند ظاهرا احساس میکند اگر شما مرا تنهابگذارید من خوب میشوم بنا بر این من خودم خوب هستم . حالت چهارمی هم وجود دارد یعنی "من خوب هستم شما خوب هستید از لحاظ کیفیت اختلاف بارزی بین سه وضعیت چهارم وجود دارد.سه وضعیت اول همه ریشه های نا آگاهانه دارند چون تصمیم گیری آن ها درا ولین سال های زندگی اتخاذ میشود این وضعیت از آن رو که تصمیمی آگاهانه و بهد زبان امده است نه فقط میتواند شامل اطلاعات نا مهدودی در باره  خود شخص ودیگران باشد بلکه میتواند محصول ادغام عوامل و امکانات هنوز کشف نشده ای در زمینه ی های فلسفه و مذهب باشند باشد . سه وضعیت اول پایه ی احساسات اند . چهارمی بر پایه ی تفکر ، ایمان و قول وقرار خود شخص برای عمل است . ما به سوی یک وضعیت سوق داده نمیشویم بلکه به خواست و اراده خودمان به سوی آن میرویم.بدون داشتن اطلاعات زیادی از دوران اولیه زندگی محال است بتوانیم به وضعیت چهارم برسیم.خوشا به حال آن کودکانی که در دوره اولیه زندگی به آنها کمک میشود که دریابند خوبند و وضعیت خوب است.البته از طریقی که خود آنها به خودشان ثابت کنند که این حقیقی است و ارزش دارد.و بالاخره فهمیدن این وضعیت "من خوب هستم شما خوب هستید"یک وضعیت روحی است نه یک احساس.حایز اهمیت است که ضبطهای غیر خوب بچگی را نمیتوان با یک تصمیم در زمان حات پاک کرد. وظیفه کنونی ایجاد یک مجموعه ضبطهای خوب تازه است که بازنواختن آنها باعث ایجاد رفتار متقابل خوب و موفقیت آمیز شود.موفقیتهایی بر پایه اصول اخلاقی که با شعور و منطق متعارف حمایت میشوند.

نتیجه گیری : در تحلیل رفتار متقابل به چهر وضعیت اشاره شده است . وضعیت"من خوب نیستم شما خوب هستید"اولین نتیجه گیری موقتی کودک در اولین سال زندگی توست.در پایان دو سالگی این وضعیت یا تحکیم میشود یا ممکن است جای خود را به وضعیت دوم "من خوب نیستم شما خوب نیستید" یا وضعیت سوم" من خوب هستم شمذا خوب نیستید". پس از آن که در یک وضعیت تثبیت شد بچه به طور دایم در این وضعیت باقی می ماند و هر کاری که می ماند این روحیه در آن تاثیر خواهد داشت . این وضعیت روحی تا پایان عمر دراو وجود خواهد داشت مگر آنکه بعدها آگاهانه وبا تفکر مصمم خواهد شود آن را به وضعیت چهارم تغییر دهد .

منبع:-تامس ای .هریس (1395)،وضعیت آخر،ترجمه اسماعیل فصیح(تهران:فرهنگ نشر نو)فصل سوم ص67-58.

رفتار و روابط انسانی

موضوع:رفتار و روابط انسانی

دانشجو:سیده فاطمه کمالی تقوی      استاد:دکتر ابوالفضل بختیاری      رشته و مقطع:کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

مقدمه:رفتار و روابط انسانی یکی از مباحث مهم و کلیدی در مدیریت میباشد.روابط انسانی توسعه مهارتهایی است که در پی آن فرد می کوشد خود را با محیط اجتماعی تطبیق دهد.روابط انسانی در مدیریت نقشی غیر قابل انکار در جهت اهداف سازمان می باشد.این مفهوم تلویحا به وجود روابط مثبت بارور و سازنده میان انسانها درون سازمان اشاره می کند.در این نوشتار گریزی هرچند اندک به رفتار و روابط انسانی خواهیم داشت.

کسانی که امروزه با محیطهای کار سازمانی آشنایی دارند از اهمیت مسایل سازمانی مرتبط با ساختار،طرح شغل و انگیزش بخوبی خبر دارند .ولی در عین حال میدانند که کار وعملکرد افراد تحت تاثیر عوامل دیگری از قبیل ماهیت  روابط اجتماعی میان کارکنان و نگرش آنان نسبت به کار قرار میگیرد . ماری پارکر فالت اولین مفسر بزرگ روابط انسانی در مدیریت بود وی اعتقاد داشت مساله اصلی در هر کار جمعی یا سازمانی ایجاد ونگهداری روابط انسانی پویا و در عین حال هماهنگ است .به زعم وی مدیر باید بکوشد تا درک کند که گروه ها چگونه وچرا تشکیل میشوند وچگونه میتوان آنها را یگانه کرد تا گروهی بزرگ با هدفی مشترک پدید آید به نحوی که هدف های کلی در عین حال هدف یکایک اعضای آن باشد .یافته های علمی در تایید نظریه های فالت در تحقیقات معروف هاثورن به وسیله ی التون میو و همکارانش فراهم گردید.در این تحقیقات پس از مشاهدات کافی و مصاحبه با کارگران پژوهش گران در یافتند که طی آزمایش ها کارگران احساس میکردند که به آنها اهمیت داده میشود .در واقع همین احساس اهمیت موجب بالا رفتن روحیه وبازده کار آنان شده بود . همچنین معلوم شد افراد حین کار نه به صورت فردی بلکه به عنوان عضوی از گروه فعالیت میکنند قایل گردید :اولا افراد انسانی به وسیله نیازهای اجتماعی بر انگیخته میشود ثانیا افراد انسانی از فشار های اجتماعی گروه همکاران بیش از تشویق وکنترل مدیریت سازمان متآثر میشوند وثالثا افراد به همان اندازه که مدیریت سازمان به ارضای نیاز های اجتماعی آنان توجه دارند نسبت به سازمان پاسخگویی وتعهد نشان میدهند .

نتیجه گیری : منظور از روابط انسانی روابطی است که منجر به تامین نیاز های جسمی، روانی،ومعنوی انسان میشود وادامه ی حیات را تسهیل میکند . برقراری روابط انسانی پس از تآمین نیازها زمینه های پیدایش انگیزش،رشد ،احساس سودمندی، رضایت ،درک متقابل واعتماد را فراهم میسازد .سازمان موفق و توسعه یافته سازمانی است که شبکه های ارتباطی خوبی داشته باشد.

منبع:-علی علاقه بند (1393).مبانی نظری واصول مدیریت آموزشی (تهران:روان).فصل سوم،ص66-63.

روابط انسانی

موضوع:روابط انسانی

استاد:دکتر ابوالفضل بختیاری    دانشجو:سیده فاطمه کمالی تقوی                  رشته:کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

 


مقدمه:روابط انسانی یکی از ویژگی های مشخص توسعه ی سازمانی می باشد .توجه به این موضوع نقش غیر قابل انکاری جهت اهداف و عملکرد سازمان دارا می باشد .هرچه بر عمر مدیریت افزوده میشود توجه به عامل انسان به عنوان سرمایه فکری بیشتر مورد توجه سازمان قرار میگیرد و مدیران میکوشند از طریق تغییر در روابط کار کنان به افزایش بهره وری دست یابند .نوشتار حاضر با تمرکز بر روابط انسانی کوشیده است اهمیت این موضوع را به اختصار شرح وبیان نماید. 

ادامه مطلب ...